تا حالا به این فکر کردهای که چرا با وجود چندین سال درس زبان در مدرسه و دانشگاه، هنوز خیلی از ما نمیتوانیم یک مکالمه ساده انگلیسی داشته باشیم؟
خیلیها از خودشان میپرسند:
«من که چند سال زبان خواندم، چرا هنوز نمیتوانم انگلیسی صحبت کنم؟»
یا حتی بدتر:
«نکند من استعداد یادگیری زبان ندارم؟»
اما جواب سادهتر از این حرفهاست. مشکل اصلی معمولاً از زبانآموز نیست؛ مشکل از روش آموزش زبان انگلیسی در مدرسه و دانشگاه است.
در بیشتر مدرسهها و دانشگاهها، زبان انگلیسی بیشتر به شکل یک درس امتحانی آموزش داده میشود، نه یک مهارت واقعی برای ارتباط برقرار کردن. همین تفاوت باعث میشود خیلیها با وجود نمرههای خوب، هنوز در مکالمه، شنیدن و استفاده واقعی از زبان مشکل داشته باشند.
۱. زبان انگلیسی را با فارسی یاد میگیریم
یکی از بزرگترین مشکلات آموزش زبان در مدرسه این است که تقریباً همه چیز به فارسی توضیح داده میشود. معلم معنی کلمات را فارسی میگوید، متنها را فارسی ترجمه میکند و حتی گرامر هم با توضیحات فارسی آموزش داده میشود.
در ظاهر، این روش سادهتر به نظر میرسد؛ چون زبانآموز سریعتر معنی جمله را میفهمد. اما در واقع، این روش ذهن را وابسته به ترجمه میکند.
وقتی همیشه انگلیسی را از مسیر فارسی یاد میگیریم، بعداً برای ساختن یک جمله ساده هم اول جمله را فارسی در ذهنمان میسازیم، بعد سعی میکنیم آن را کلمهبهکلمه به انگلیسی ترجمه کنیم. نتیجه معمولاً یک جمله طبیعی انگلیسی نیست؛ بیشتر شبیه «فینگلیش» است، یعنی جملهای که با کلمات انگلیسی ساخته شده، اما ساختار آن فارسی است.
در آموزش اصولی زبان، مخصوصاً از سطحهای پایه، لازم نیست همه چیز ترجمه شود. با استفاده از تصویر، زبان بدن، مثالهای واقعی، موقعیتسازی، تکرار هدفمند و فعالیتهای کلاسی میتوان بسیاری از مفاهیم را مستقیم به انگلیسی آموزش داد.
۲. گرامر را مثل فرمول ریاضی یاد میگیریم
مشکل بعدی، روش آموزش گرامر است. در مدرسه معمولاً گرامر به شکل فرمول درس داده میشود:
فاعل + فعل + مفعول
یا
زمان حال کامل = have / has + قسمت سوم فعل
این توضیحات شاید برای حل تست و امتحان کمک کند، اما برای صحبت کردن کافی نیست. زبان یک فرمول خشک نیست. زبان باید در جمله، موقعیت، مکالمه و مثال واقعی یاد گرفته شود.
وقتی گرامر فقط به شکل قانون آموزش داده میشود، زبانآموز ممکن است بتواند یک تست گرامر را درست بزند، اما هنگام صحبت کردن نمیتواند سریع و طبیعی از همان ساختار استفاده کند.
مثلاً ممکن است بداند Present Perfect چیست، اما نتواند در یک مکالمه ساده بگوید:
I have never tried sushi.
یا:
I have lived here for two years.
چون ساختار را حفظ کرده، اما با آن زندگی نکرده است.
۳. لغات را حفظ میکنیم، اما کاربردشان را یاد نمیگیریم
در مدرسه معمولاً لغات به شکل لیست حفظی آموزش داده میشوند. مثلاً یک ستون کلمه انگلیسی، یک ستون معنی فارسی. زبانآموز هم برای امتحان، معنی کلمه را حفظ میکند و بعد از مدتی فراموش میکند.
اما یادگیری واقعی لغت این نیست که فقط معنی فارسی آن را بدانیم. باید بدانیم کلمه در چه جملهای استفاده میشود، با چه کلماتی میآید، رسمی است یا غیررسمی، در مکالمه کاربرد دارد یا بیشتر در متنهای نوشتاری استفاده میشود.
مثلاً دانستن معنی کلمه make کافی نیست. باید بدانیم در انگلیسی میگوییم:
make a decision
make a mistake
make progress
make a phone call
اگر فقط معنی فارسی لغات را حفظ کنیم، موقع صحبت کردن نمیدانیم کدام کلمه را کجا استفاده کنیم. به همین دلیل است که خیلیها دایره لغات خوبی دارند، اما نمیتوانند جمله بسازند.
۴. لیسنینگ جدی گرفته نمیشود
یکی از مهمترین مهارتهای زبان انگلیسی، Listening است؛ اما در بسیاری از مدرسهها و دانشگاهها یا اصلاً تمرین شنیداری جدی وجود ندارد، یا خیلی کم به آن توجه میشود.
گاهی امکانات پخش فایل صوتی وجود ندارد، گاهی زمان کافی برای تمرین لیسنینگ گذاشته نمیشود، و گاهی هم چون کل کلاس به فارسی برگزار میشود، زبانآموزان آمادگی شنیدن انگلیسی واقعی را پیدا نمیکنند.
وقتی گوش ما به شنیدن انگلیسی عادت نکرده باشد، حتی اگر کلمات زیادی بلد باشیم، باز هم درک مکالمه برایمان سخت میشود. زبان فقط خواندن متن کتاب نیست. باید بارها و بارها انگلیسی واقعی را بشنویم؛ با سرعت طبیعی، لهجههای مختلف، مکالمههای روزمره و موقعیتهای واقعی.
بدون لیسنینگ، مکالمه هم ضعیف میماند. چون برای جواب دادن، اول باید بتوانیم خوب بشنویم و بفهمیم.
۵. تمرکز روی امتحان است، نه ارتباط واقعی
در مدرسه و دانشگاه معمولاً هدف اصلی از درس زبان، گرفتن نمره خوب است. یعنی زبانآموز یاد میگیرد چطور تست بزند، معنی متن را پیدا کند، جای خالی را پر کند و قواعد را برای امتحان حفظ کند.
اما در زندگی واقعی، کسی از ما نمیخواهد گزینه صحیح را انتخاب کنیم. در دنیای واقعی باید بتوانیم صحبت کنیم، سوال بپرسیم، جواب بدهیم، منظورمان را منتقل کنیم و حرف طرف مقابل را بفهمیم.
اینجاست که تفاوت بین «زبان به عنوان درس» و «زبان به عنوان مهارت» مشخص میشود.
ممکن است کسی در امتحان زبان مدرسه نمره عالی بگیرد، حتی در کنکور زبان را درصد بالا بزند، اما هنوز نتواند خودش را به انگلیسی معرفی کند یا یک مکالمه ساده را ادامه دهد. این تناقض عجیب نیست؛ چون چیزی که تمرین کرده، تست و ترجمه بوده، نه استفاده واقعی از زبان.
۶. چرا با وجود نمره خوب، هنوز زبان بلد نیستیم؟
اگر در مدرسه شاگرد خوبی بودی، نمره زبانت بالا بود، حتی اگر در کنکور زبان انگلیسی را خیلی خوب زدهای، اما هنوز در مکالمه مشکل داری، این موضوع عجیب نیست.
نمره خوب در سیستم آموزشی الزاماً به معنی توانایی واقعی در زبان انگلیسی نیست. ممکن است تو قواعد را بلد باشی، لغات زیادی حفظ کرده باشی و متنها را ترجمه کرده باشی، اما چون speaking و listening را جدی تمرین نکردهای، در استفاده واقعی از زبان احساس ضعف کنی.
پس اگر بعد از سالها درس زبان هنوز در سطحی نیستی که انتظار داشتی، لازم نیست خودت را سرزنش کنی. تو مقصر نیستی. مسیر آموزشیای که تجربه کردهای بیشتر برای امتحان طراحی شده بود، نه برای مکالمه و ارتباط واقعی.
۷. پس برای یادگیری واقعی زبان باید چه کار کنیم؟
برای یادگیری واقعی زبان انگلیسی، باید روش یادگیری تغییر کند. زبان باید در موقعیت واقعی، با تکرار، شنیدن، صحبت کردن، تمرین هدفمند و بازخورد درست یاد گرفته شود.
یک مسیر آموزشی اصولی باید این ویژگیها را داشته باشد:
- آموزش مرحلهبهمرحله از سطح واقعی زبانآموز
- استفاده کمتر از ترجمه مستقیم
- تمرکز روی مکالمه و شنیدن
- آموزش گرامر در قالب مثال و کاربرد
- تمرین لغات در جمله و موقعیت واقعی
- ارزیابی منظم و بازخورد از مدرس
- قرار گرفتن زبانآموز در محیطی که مجبور شود انگلیسی را استفاده کند
در چنین مسیری، زبانآموز فقط برای امتحان آماده نمیشود؛ بلکه کمکم یاد میگیرد انگلیسی را بفهمد، فکر کند، جمله بسازد و در موقعیتهای واقعی استفاده کند.
۸. اگر تعیین سطح شدی و سطح بالایی نگرفتی، ناراحت نشو
خیلی از زبانآموزان وقتی برای ثبتنام در آموزشگاه زبان تعیین سطح میشوند، از نتیجه ناراحت میشوند. با خودشان میگویند:
«من که چند سال مدرسه و دانشگاه زبان خواندم، چرا سطح من پایینتر از چیزی شد که فکر میکردم؟»
اما این اتفاق کاملاً طبیعی است.
چون تعیین سطح واقعی فقط بررسی نمیکند که چند کلمه بلد هستی یا چند قانون گرامری را حفظ کردهای. تعیین سطح خوب باید ببیند آیا میتوانی بشنوی، بفهمی، جمله بسازی، صحبت کنی و از زبان استفاده کنی یا نه.
پس اگر سطحی که برایت مشخص شد پایینتر از انتظار خودت بود، خودت را ملامت نکن. این یعنی قرار است از جایی شروع کنی که واقعاً برای رشدت مناسب است. شروع درست، خیلی بهتر از ادامه دادن در سطح اشتباه است.
جمعبندی
ما در مدرسه و دانشگاه معمولاً زبان انگلیسی را به شکل یک درس حفظی و امتحانی یاد گرفتیم؛ نه به عنوان یک مهارت زنده برای ارتباط واقعی. ترجمه زیاد، آموزش فرمولی گرامر، حفظ کردن لغت، کمتوجهی به لیسنینگ و تمرکز روی نمره باعث شد خیلی از ما بعد از سالها درس زبان، هنوز در مکالمه و استفاده واقعی از انگلیسی مشکل داشته باشیم.
اما این به معنی ناتوانی تو در یادگیری زبان نیست. فقط یعنی باید مسیر درستتری را انتخاب کنی.
اگر میخوای زبان انگلیسی را اصولی، مرحلهبهمرحله و کاربردی یاد بگیری، بهتر است از تعیین سطح واقعی شروع کنی و در مسیری قرار بگیری که فقط برای امتحان طراحی نشده، بلکه برای استفاده واقعی از زبان ساخته شده است.
اگر میخوای در فضای آموزشی منظم و تعاملی یاد بگیری، کلاس حضوری زبان انگلیسی در کاشان را ببین.